تبلیغات
وبلاگicon
یاسـی و اسـی - ماموریت بابا حسن+ تنهایی من و یاسمن
یاسـی و اسـی
همه چی میزونه یاسمن زهرا؟




بیا رو سکو یه دانسی بریم مادر...موزیکو که نیستی ببینی چقد سرشار از انرژیِ

113.gif
ایــــــــــــــــــــــنه!!!

حالا همه کاربرای وب:

63.gif
.
.
خب بسه دیگه
دهنا بسته میخام تمرکز کنم ببینم چی بایس بنویسم باز

ffg1.gif
مگه با شماها نیستم....؟؟!!
آهای مریم:

7ff.gif



حالا شد..
.
.
اقا یاسمن جان...مادرِ تو که من باشم...
Hippie
بابایِ تو هم که آق حسن باشه...
از خدا هم که پنهون نیست...
رفت یه روزی بابات تو شهر قصه ها...
ینی کجا ؟؟؟
خونه آق شجاع
رفت پیوست به تاریخ
.....چجوری؟اونجوری!!!
برو ادامه میفهمی خوشکل دختر




تو که خوابی همش نفساتو چِک میکنم
شبا تا صب به نفس کشیدنت فک میکنم
میشمورم نکنه قلبت یکی کمتر بزنه
عشق تو ثروتمو ،چشم تو دنیایِ منه

(امروز یه حس عجیبی دارم یاسی...خیلی احساس میکنم خدا رو دارم...
امروز حس میکنم خدای من خداییست که در آغوشش منو کشیده)
خیــــــــــــــــــــــــــلی خوشحالم خیـــــــــــــــــــــــلی
0-047sq.gif114.gif
مادرو دختر چه حالی میکنن باهم
دعوا نکن ....
کلاهیه تویی یاسمن
اون یکی منم
جای بحثی نی...حالا مثه خشکل دخترا برقص حالی به وبم بده

رقص کافیه داستانو بچسب
105.gif
.
.
دست بر قضا باباجونی یه روزی از روزای پاییزی ماموریت اهواز بهش خورد و رفت تو دل جبهه و جنگ
اقا رفت همونجایی که کشورمون کلی شهید داد

{-77-}{-77-}{-77-}
بهش صد بار گفتم با دست پُر برگردی...
نیای ببینم همه چیت سالمه...باید یا شهید بشی یا جانباز شده باشی..

مگه حرف تو گوشش میره این بابات؟

تازه وختی هم اومد من شک داشتم این روحشه یا خودشه..
همش منتظر بودم یا پاشو یا سرشو برام یادگاری بیارن

شوخی کردم دخترم یه کم با هم بخندیم
من و بابا خیلی شوخی میکنیم باهم..خواستم بگم تا یوخده بفهمی مملکت دست کیه


هیچی دیگه بابا رفت اهواز و من و تو با آقا محسن اخر شبای جمعه به طرف کرمان حرکت کردیم

رفتیم خونه خاله اظم و اونجا خوابیدیم

فردا صب هم رفتیم توی برج و محل کار شوهر خالتو دیدیم
خیلی از اون بالا بالا شهر کرمون زیبا بود

به محسن گفتم:
برام چن تا عکس بگیره
اونم زحمت کشید و عکس گرفت
ببین چه خوشکله کرمونمون






آقا محسن:

و بعد رفتیم خونه دختر خالم که از استرالیا اومده بود یه سر بهش زدیم
بعد هم کمی خرید و یه فست فود زدیم تو رگ . بعد پیش به سوی خونه
شب هم اقا محسن ساعتای 6 اومد خونه و یه کم استراحت کرد
بعد رفتیم پاساژ المهدی طبقه آخرشم که شهربازی داشت
و کلی خوش گذروندیم
اینم چن تا عکس که هم تو وهم مائده هست برات گلچین کردم جوجولی مامان






بعدشم رفتیم شام بیرون خوردیم
{-129-}{-129-}{-129-}{-129-}
که آقا محسن خیلی زحمت کشید برامون
جاداره از همین پشت تریبون اعلام کنم:
آقا محسن دست شما درد نکنه...چرا زحمت کشیدید چرا شیشلیک ندادید کنار دریای کپک زده ندادید

بعد برای خواب هم رفتیم خونه آق دای مهدی...
وای که اون شب چقد با زن دایی مرضیه خندیدیم
یادش بخیر

Red Hair
هیچی دیگه فردای عصرشم شوتینگ به طرف زرند
بعد من زرند که رسیدم میبایست برم خونه ماشین رو بردارم بریم خونه همکار خانم بزرگ که اونجا همه همکارا دعوت بودند
ما از بس عجله داشتیم ساکمون رو تو ماشین آقاهه جا گذاشتیم همچین خونه رسیدم فهمیدم ای دادو بیداد
دوباره عین سگ دویدم رفتم طرف گاراژ و با کمک مردم خونگرم مردم شهید پرور زرند اون راننده رو پیدا کردم و ساکمو آورد

خدایا شکرت خیلی وسایل گران بها توش داشتم از جمله دوربینم با تمامی عکسایی خودم و خانوادگیم
{-47-}{-47-}{-47-}

بعد گازوندیم به طرف خونه همکار مامان یه آشی کوفتوندیم و رفتیم خونه


بدو نظر بده که اعصاب نیست
12.gif




طبقه بندی: خاطره های اسی و یاسی، 
برچسب ها: ♥پاساژ المهدی♥کرمان♥برج صادرات♥اهواز♥یاسمن زهرا♥فست فود♥شهربازی♥،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 آذر 1392 توسط คร๓ค....єรเ…..๓๓ | باحالاش بلایکن()
مهدی
یکشنبه 24 آذر 1392 11:08 ق.ظ
aha az oun lahaz !
are are man alan ostoraliam khastam bebinam yadet moonde ya na
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : نه از این لحاظ
آلیزایمر گرفتی اقا مهدی
اونجا هستی هوا چطوره؟؟؟
مهدی
جمعه 22 آذر 1392 02:50 ب.ظ
asma gofti 2khtar khalat az ostoraliya oumade bood ?
manm mikham beram ostoraliyaaaa...
mishe azash beporsi ba khate 11 bekham beram chand saat rahe ?
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : اِ تو مگه الان استرالیا نیستی دادا؟
عجیبه؟دیروز که امریکا بودی داشتی میگفتی پس فرداش که از آلمان اومدم قراره یه سر تو راه هند به استرالیه هم برم
بهار
پنجشنبه 21 آذر 1392 11:19 ب.ظ
احساس بهتر دیگه چی بود؟
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : ینی احساس خوشایندی
بهار
سه شنبه 19 آذر 1392 07:25 ب.ظ
سلام عزیزم
خب جای شکرش باقیه که بهتون خوش گذشته دست آقامحسنم درد نکنه
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : احساس بهتری هم داشتیم تازه
اقا محسن:
هستی
شنبه 16 آذر 1392 10:53 ق.ظ
اسما منظورت چیه واسه من گل میزاری یعنی متوجه نشدی شعر واسه خرچنگ واست گذاشتم
واقعا که حواست کجاست عایا ؟
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : گل برای تو نذاشتم
برای اهلیان دریایی گذاشتم
تو چرا به خودت گرفتی؟
هستی
شنبه 16 آذر 1392 10:35 ق.ظ
خداااااااااا من از دست این نت چیکار کنم بزار ببینم چه مرگشه این نت لعنتی ...
مرسی که گفتی بزار بررسیش کنم ...
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : اسما بعد از 30 سال
هستی
شنبه 16 آذر 1392 10:33 ق.ظ
اسما جون
کسی در من می خواند ، دگر بس است این بودن
حدیث قصه بودن ، اگر تلخ بود و پر گفتار
مجالی نیست ، دگر بار
کنون وا مانده و تسلیم نکبت بار
بخود بارها دروغ گفتم
بخود بارها جفا کردم
ندانستم در این احوال
هر آنچه در خودم داشتم
از این خرچنگ بهتر بود
کسی در من میخواند
چگونه می توانی باز
سرودی تازه را خوانی ؟
از این گرداب پیش رو
قدمی تازه را بردار
اگر بار دگر امید
اگر بار دگر ایمان
اگر بار دگر ...
تنم را باز به پا سازد
ز این خرچنگ رها گردم
ز حسرت هایمان رها گردم ...
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ :
هستی
شنبه 16 آذر 1392 10:14 ق.ظ
اسما جون چی میگی از دیوووونه ها بدتر ...
مثل معتاداااااااااا
حالا من چیکار کنم
وبلاگ خودم که اصلا باز نمیشه
واسه شما باز میشه ؟؟!!!!!!!!!
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : اره باز میشه هستی
میگم هستی جون من پست جدید گذاشتم واس چی میای تو این پست؟؟؟
اشکال از نته؟؟
هستی
شنبه 16 آذر 1392 09:57 ق.ظ
وضعیت نتم خیلی خرابه
نمی تونم سربه سر ملت بزارم امروز واااااااااای اسما جون حالا چیکار کنم ؟[تشویش]
عجب بلای بزرگی سرم اومده
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : نتت به صورت رزمایشی اسهال شده
دست بالای دست زیاده
و اینجاست که میگویند :در همیشه روی یه پاشنه نمیچرخه...
مثه دیونه ها نشویش داری؟
رها
شنبه 16 آذر 1392 12:39 ق.ظ
سلام آبجی جونم خوشحالم که بهت خوش گذشته ابجی کدوم پاساژ المهدی تو کدوم خیابون خیابون شریعتی رو میگی ؟ یاسی جون رو ببوس آجی جیگرم بوووووس
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : به رها خانوم
یا الله...این ورا
اره خیابون شریعتی....
مرسی ابجی سر زدی بهم
سید
جمعه 15 آذر 1392 09:52 ب.ظ
به به اسی جون م خ ل ص
میبینم که باز سوژه پیدا کردی !
حالا بخند
دیگه ببند
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : یا الله سید..
از اینورا...از اونورا
سوژه؟چی هس؟یه نوع خوراک محلیه؟
چرا بیای؟اصن چرا بیای؟
haM!d
جمعه 15 آذر 1392 08:24 ب.ظ
منم میدونم همیجوری تو خب گفتم تو وروجکی ناقلا...
عه ایول خبر جدید مشتاق شنیدنشم منظرم زود بیا اعلام کن
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : دِکی....خبرو الان نمیگم
به موقش خوشکل پسر
haM!d
جمعه 15 آذر 1392 08:10 ب.ظ
هی روزگار دوستا هم دوستای قدیم ی کوچولو هم ناز میکردیم پروانه میشدن واست اما دوستای امروزی حرفمون تموم نشده 4تا تیکه بارت میکنن دگه...هوف بخدا اونه این اسی اخر تیکه انداز بابوک از دست هوف...
میگم وروجکی نگو ن
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : هــــــــــــی آدمای زمینی!!!
من هویجوریم دیگه
دست خودم نی
تازه یه خبر داغ دارم برای وبم که بعدا به همه میگم
haM!d
جمعه 15 آذر 1392 06:59 ب.ظ
آنقدر خسته ام که حال مردن هم ندارم....هههههه
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : خسته شدنتم به درد خودت میخوره....
هستی
جمعه 15 آذر 1392 06:42 ب.ظ
دنده سه اشکال نداره دنده دو نره که دنده سنگینه ...
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : دنده دو خوبه که...حداقل همه چی ارومه...ارومترازحلزون
هستی
جمعه 15 آذر 1392 06:35 ب.ظ
خب اینم از شعر لاک پشت
شما شعر درخواستی بده بنده درخدمتون هستم
یاسی جون خاله حفظ کردی عزیزم
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : خرچنگ رونخوندی هستی!!!!!!
یانیستی؟
هستی
جمعه 15 آذر 1392 04:36 ب.ظ
خب اینم از شعر لاک پشت
شما شعر درخواستی بده بنده درخدمتون هستم
یاسی جون خاله حفظ کردی عزیزم
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : یاسی حفظ کرده اما مادر یاسی یوخده دنده 3 میرِ
هستی
جمعه 15 آذر 1392 04:35 ب.ظ
اسی جون سلام
مگه میشه آبجی شما یه چیزی از ما بخوای نشه عزیز ؟!
اینم شعر واسه لاک پشت
بخون ششت ( آبشش) حال بیاد
بر روی دوشش یک تکه سنگ است
سنگی که شکلش خیلی قشنگ است

او دوست دارد در آب باشد
یا زیر این سنگ در خواب باشد

این سنگ لاک است
پهن است و خوش رنگ

فرقی ندارد با تکه ای سنگ
هر جا که سنگی پا دارد و دست

حتما بدان او
یک لاک پشت است
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : ببین منو هستی یکی هم برای برو بچ دریایی بخون همه حال کنند دور همیم خوش بگذره
هستی
جمعه 15 آذر 1392 02:29 ب.ظ
زمستونه زمستونه فصل تگرگ و بارونه
هوا شده خیلی سرد
روی زمین پر از برف
چه خوبه کودکستان وقتی میشه زمستان
کلاغ های سیاه رنگ
بخاری های روشن
وقتی بارون میباره دلم میخواد دوباره
برم به کودکستان میان آن گلستان
لامصب این نبوغ عجب فورانی کرده اسی جون
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : لامصب هستی جون تو هم که بلدی ادمو ببری تو افق...میگم ها دست به افق چطوره ابجی؟؟؟
میشه روت سرمایه گذاری کرد عایا؟
هستی
جمعه 15 آذر 1392 02:08 ب.ظ
حلزون خال خالی

آی حلزون شاخکی!

کجا می ری یواشکی؟

جلو میری یواش و ریزه،ریزه

پوست تنت چه نرم و خیس و لیزه

خالهای دونه،دونه داری

به روی پشت خود یه لونه داری

ساکتی و خجالتی و تنها

بمون توی باغچه خونه ما
یاسی جون عزیزم خاله واست شعر گفت بخون یاد بگیری وقتی خواستی سر به سر مامان بزاری بلند بلند اینم بخونی بد نی

پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : میگم هستی جون تا هستی میشه یه شعری هم برای لاک پشت بگی؟
آخه من بدجور با این خزنده دریایی اُموراتم میگذره
PEYMAN
پنجشنبه 14 آذر 1392 01:15 ب.ظ
الان بازم خوندم یه چیزایی فهمیدم--مشکل از نویسندست که داستان رو ملموس ننوشته
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : اوخی
بابا لمس شده هرچی ملموس
نه هرچی فک میکنم بیشترمطمئن میشم دوتاازسیماتوخدالحیم نکرده پیمونه
شوخی میکنم داداش
بهار
پنجشنبه 14 آذر 1392 10:58 ق.ظ
اولا سلام
به به چقدر بهتون خوش گذشت فقط چند روز آقاتون نبودن اینقدر خوش گذروندین ایولا بابا
و ایول به اینکه اینقدر حواس داری مامان اسی که ساک یادت رفت حالا خداروشکر که پیدا شد
به به آش منم دوست دارم ولی خدا بد نده چی شدی شبش؟ الان بهتر هستی؟؟؟؟؟؟
دست آقامحسن هم درد نکنه همه محسنا خوبن
راستی این عکسایی که آقا محسن گرفتن از کدوم نقطه کرمانه؟؟؟؟؟؟
ولی خداروشکر بهتون خوش گذشت
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : سلام بهار
مثلا رفته اقام شهید شه ما خوشال بودیم
من بعدازحاملگیت یه کم دچاراختلال حواس شدم......الانادارم با سودوکوحل کردن تقویتش میکنم
من از آش فقط رشته با سبزیشودوس دارم
حبوباتش:
اره اقامحسن اون شب خیل زحمتش دادم
اقامحسن:
این عکسا ازبالای برج....گرفته شده.نمیتونم اسم برجشو بگم
سارا
پنجشنبه 14 آذر 1392 08:42 ق.ظ
سلام چه بزنو بكوبی را انداختی
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : بزن وبکوبه اینجا
چقدشلوغِ اینجا
یاسی مثه ماه میمونه
شبیه مامان میمونه....(میخونه)
شعروحال کردی؟
هستی
پنجشنبه 14 آذر 1392 08:17 ق.ظ

نه انگار قصد نداری پست جدید بزاری ایشششش
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : الان من نیستم مثلا
PEYMAN
پنجشنبه 14 آذر 1392 01:52 ق.ظ
درضمن تاخیرم را ببخشید نتونستم بیام
یاسی مامانت گیرداده به اهنگ وبلاگم
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : چه عذری آقا؟
چه بخششی؟
خجالتم خوب چیزیه والا
مامان من خوش سلیقست
حتما موزیکت بدبوده که گیرداده بهش
تاتوباشی شکایت مادروبه دخترنگی
PEYMAN
پنجشنبه 14 آذر 1392 01:49 ق.ظ
چرا من هرچی خوندم هیچی نفهمیدم؟؟کی رفته بود مسافرت بلاخره؟
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : وای خداچرااینقدراین پیمونه رو خنگ خلق کردی؟
مشق شبتاینه پستموازحفظ بخونی
همه فهمیدن غیرازتو
هستی
چهارشنبه 13 آذر 1392 11:05 ب.ظ
واااااااااااای هرچی این آهنگت رو گوش میدم سیر نمی شم
دوستش دارم
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : اهنگ هم تورودوس داره
هستی
چهارشنبه 13 آذر 1392 09:58 ب.ظ
می بینم که هیچکدومتون نیستید
ای بابا
حالا یه آهنگ خیلی خوشمل گذاشتیااااااااا باید پشت بندش اینقدر کلاس بذاری
معلوم هَ کجایی ؟!
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : داری اشباع شده میبینی وبلاگو
نیس من خودم باکلاسم!!!
اصن اسم کلاس که میاد ویلی میلیم میشه
خونه آق شجاع
هستی
چهارشنبه 13 آذر 1392 09:56 ب.ظ
بابا حمید برقص قشنگ می رخصیدی
توجه کردی می رخصیدی
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : گندزد به وبلاگ بااین رقص چِکُشیشچی چیوبرقصه؟
برومثل دسته خلییه گوشه بشین
آقا این شـــــــــــــــــــــــام چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هستی
چهارشنبه 13 آذر 1392 09:52 ب.ظ
اسی سلااااااااااااااام
خدا خفه ات نکنه با این آهنگت منو بردی به خاطرات گذشته
من با این آهنگ روزایی رو داشتمااااااااااا
خیلی خوشمله مرســــــــی
پاسخ คร๓ค....єรเ…..๓๓ : سلام هستی
بالاخره دیدیم که هستی
مرسی عزیزم...گوشش کن....برای تو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ
دلم گرم خداوندی ست که با دستان من گندم برای یاکریم خانه می ریزد!چه بخشنده خدای عاشقی دارم که می خواند مرا با آنکه می داند گنهکارم!دلم گرم است می دانم بدون لطف او تنهای تنهایم
برایت من خدا را آرزو دارم یاسمن جان..♥ღ☆♥ღدخترم این وبلاگ رو برات راه اندازی کردم تا درآینده بتونی خاطراتتو لمس کنی♥ღ☆♥ღدوستان وکاربرامو هم خیلی دوس دارم وباهمه شوخی میکنیم ومیخندیم تافضای صمیمانه ای ایجادبشه

» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
یاسمن♥زهرا♥واؤگان تخصصی کودکانه♥لوتی♥مشتی♥عشق مامانی♥ ♥شنا♥جلیقه♥تهرانیا♥اصفهان♥گوشواره♥جیغ♥ترکیه♥روسیه♥ ♥پا♥یاسمن زهرا♥عشق مادر♥لاک♥ ♥حدس بزن یاسمن♥یاس من زهرا♥حدسی♥؟؟؟♥ کشیدن نقاشی آنلاین♥همینجا نقاشی بکش♥بدونقاشی♥ ♥اتاق♥یاسمن زهرا♥عروسک♥دکوراسیون♥ یاسمن زهرا♥محمد طه♥عشقِ مامان♥عمه بزرگی♥بچه های کوچولو♥نی نی ها♥ ♥شمال♥عکس♥خاطره♥شادی♥خوشی♥ ♥دلنوشته♥نصیحت مادر♥دلتنگی♥آرزوی یک عاشق♥نصیحت مامان اسی به یاسی زمرد♥یاسمن زهرا♥جوجه زمرد♥عشق مامان♥تسلیت♥عزای زمرد♥ ♥ماشین♥1392/4/22 ♥تولدت مبایک♥ ♥اسب♥حیوان♥رقص♥موزیک♥تهران♥صفا سیتی♥ ♥ذهن یاسمن♥تفکراتش♥نقاشیه یاسی♥نقاسی♥عشق یاسی ♥صحبت♥گپ♥یاسمن♥عشق من♥ ♥مشهد♥ترافیک♥انتقاد♥عیب♥مائده♥یاسمن زهرا♥عشق اسی♥ ♥یاسمن زهرا♥عشق مادر♥یاسمن♥گل یاس من♥ ♥استخر♥آب بازی♥استخر و یاسی♥یاسمن ♥جکوزی♥ ♥یاسمن زهرا♥سال 1392♥سفره هفت سین♥گل مادر یاسمن زهرا♥ ♥داستان♥قناری و کلاغ♥داستانی بامزه♥یاسمن زهرا♥ سال93♥نوروز93♥کاربرای عزیز♥یاسمن زهرا 88♥ ♥یاسمن زهرا♥نقاشی♥اولین نقاشی یاسمن زهرا در سال 92♥عاشقتم یاسمن نقاشی نقاشی♥اولین نقاشی ♥نقاشی انسان♥یاسمن دوست دارم♥ ♥یاسمن♥گل♥طراحی♥فتوشاپ♥یاسمن زهرا♥ ♥شمال♥مسافرت♥خاطره♥1392♥1392/5/25♥ ♥عکس خوشکل♥عکسهای یاسی♥سایمن زهرا♥دیدنی برای مادر♥ ♥شهادت حضرت زهرا♥زهرای مامان♥زهرا♥یاسمن زهرا♥گل خوشبو حضرت زهرا♥ ♥دلتنگت میشم♥یاسمن زهرا♥فردا پیشت نیستم♥یاسمن جان♥عشقمی♥ ♥یسنا♥دوست♥یاسمن زهرای♥مامان♥ ♥قاصدک♥دلتنگی♥یک مادر♥هزار آشوب♥عشق یاسی♥ ♥عاشقتم♥عشق مادر♥فقط یاسمن زهرا♥دوستت دارم مادر♥ ♥باران♥سیل♥طوفان♥ ♥تشکر♥باباحسن♥یاسمن زهرا♥ نقاشی♥ ♥مسافرت♥اصفهان♥تهران♥شمال♥مشهد♥کرمان♥ ♥یارسول الله♥یاسمن زهرا♥خدا کنه توهمبری مدینه یاسمن♥نه باهم بریم ♥مردم♥انسان♥ذهن♥خاطره♥بامعرفتا♥بی معرفتا♥ ♥عینک♥شمال♥آلاچیق♥هله هوله♥عصبانی♥شوت بودن ♥النگدره♥گرگان♥ ♥یاسی مامان♥عید1392♥تنایی از اول عید♥یاسمن زهرا♥دلتنگی♥ ♥یاسمن دوست دارم♥تولدت مبارک.♥جشن تولد♥1392/4/22♥ ♥نقاشی نقاشی♥کودکانه♥
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

قالب وبلاگ

گالری عکس
دریافت همین آهنگ

نکته های این ایستگاه